منوچهر اميرى

مقدمهء كتاب 18

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه‍ ) ( فارسى )

المنصور همه از القاب تعظيم و تفخيمى معمولهء باشند كه به اغلب ملوك و امرا اطلاق مىشده است . نه اينكه مراد از المنصور اسم آن پادشاه بوده است زيرا كه اين سه كلمهء المسدد ، المؤيد ، المنصور همه در عرض هم ذكر شده‌اند پس چه ترجيحى دارد كه بگوئيم المنصور اسم يا لقب او بوده است نه المؤيد ، يا المسدد ، وانگهى لقب رسمى منصور بن نوح مذكور به تصريح عموم مورخين الامير - السديد بوده است نه الامير المسدد ، ولى مع‌ذلك كلّه حدس فلوگل و ساير مستشرقين در اينكه مراد منصور بن نوح باشد به كلى محال و غير ممكن نيست بخصوص كه كلمهء المسدد با لقب رسمى منصور بن نوح السديد هر دو از يك ماده‌اند « 1 » . اين يك مسأله كه مورث شك است » . « مسألهء ديگر كه انسان را در صحت مقولات مستشرقين . . . در موضوع عصر مؤلف به شك مىاندازد اينجاست كه در پشت صفحهء اول نسخه اين عبارت به همان خط كاتب اصلى مسطور است : كتاب الابنيه عن حقايق الادويه تأليف ابو منصور موفق بن على الهروى حرسه اللّه » كه جملهء دعائيه « حرسه اللّه » تقريبا صريح است كه مؤلف كتاب در حين استنساخ اين نسخه به توسط اسدى يعنى در سنهء 447 در حيات بوده است و در اين صورت چگونه معاصر منصور بن نوح سامانى مىتواند باشد ولى احتمال ضعيفى نيز مىرود كه اسدى تمام عبارت مذكور را عينا از روى نسخهء اصلى كه در حيات خود مؤلف نوشته شده بوده استنساخ كرده است . پس در اين صورت جملهء « حرسه اللّه » راجع به عصر اسدى نخواهد بود بلكه متعلق به اصل نسخهء منقول عنها خواهد بود « 2 » . » دربارهء جمله دعائيه حرسه اللّه و استنباطى كه مرحوم قزوينى كرده است ( استاد مينوى نيز در اين خصوص نظر مرحوم قزوينى را تائيد مىكند ) « 3 » آقاى

--> ( 1 ) - درشت‌نويسى مطلب از مؤلف كتاب حاضر است . ( 2 ) - بيست مقالهء قزوينى ص 202 - 204 . ( 3 ) - الابنيه ، چاپ بنياد فرهنگ ، مقدمه ، ص دو .